جمهوري اسلامي

روزنامه جمهوري در سرمقاله امروز خود با عنوان مرثيه اي براي روشنفكري آورده است: در روز 15 شهريور امسال در يك گردهمائي تحت عنوان « سمينار دين و مدرنيته » در حسينيه ارشاد تهران مقوله روشنفكري ديني مورد بررسي تعدادي از كساني كه خود را صاحبنظر در اين مقوله و يا شايد متولي روشنفكري ديني در ايران ميدانند قرار گرفت . متن اظهارات و مقالات اين گردهمائي نيز توسط يكي از روزنامه ها در قالب يك ويژه نامه منتشر گرديد كاري كه به غايبان اين گردهمائي كمك كرد تا از محتواي آن مطلع شوند. به اين بهانه اين چند نكته را قابل عرضه ميدانيم .

1 ـ روشنفكري در ايران سرنوشتي غم انگيز دارد . در عهد قاجار پيشقراولان روشنفكري با همدستي دولت فخيمه ! انگليس بر موج پديد آمده مشروطه خواهي كه حاصل تلاش علماي ديني و مردم متدين بود سوار شدند و مشروطيت را به مسلخ بردند. سر بر آوردن استبداد رضاخاني و اضافه شدن استعمار آمريكائي به استعمار انگليسي در ايران دست پخت همين جماعت باصطلاح روشنفكر و نتيجه به مسلخ بردن مشروطيت و كف زدن همين حضرات در پاي چوبه دار آيت الله حاج شيخ فضل الله نوري بود.

2 ـ وقتي آن روشنفكرمآب غرب زده گفت : راه نجات ايران اينست كه از فرق سر تا ناخن انگشتان پا غربي بشويم همين جماعت باصطلاح روشنفكر براي او كف زدند و تا توانستند با توسل به ترجمه فرهنگ غرب را وارد جامعه ايراني كردند تا به دستورالعمل آن عنصر خودباخته جامه عمل بپوشانند. در كوران اين وانفساي گمگشتگي دل سوختگاني همچون جلال آل احمد كه بعد از غوطه ور شدن در فرهنگ شرق و غرب بازگشت به خويشتن خويش را جايگزين سرگشتگي ها كرد و غرب زدگي را خوره روشنفكران معرفي نمود و خود را خسي در ميقات دانست توسط مدعيان روشنفكري طرد شدند و پاتوق هائي از قبيل انجمن ايران و آمريكا و مراكز وابسته به انگليس و آلمان و فرانسه در تهران آبشخور فكري حضرات روشنفكرمآب شدند.

3 ـ آنچه از اين آبشخور به مغز و معده روشنفكري ايراني راه يافت دور شدن از دغدغه هاي مردم نشخوار كردن پس مانده هاي يك قرن قبل تر اروپا ثناگوئي دربار فاسد پهلوي براي جفت و جور كردن سور و سات زندگي و چسبيدن به منقل و وافور بود. اين چيزي بيش از اداي روشنفكري را در آوردن نبود كاري كه لازمه آن غرق شدن در آلودگي هاي اخلاقي بي تفاوتي در برابر جنايات آمريكا در ويتنام و چپاول و غارت ثروت ملت هاي شرقي توسط دولت هاي اروپائي و توجيه استبداد داخلي بود.

4 ـ همين ها كه ادعاي روشنفكري مي كردند وقتي امام خميني پرچم نهضت روحانيت را براي مبارزه عليه استبداد داخلي برافراشت و توده هاي مردم به امام پيوستند يك كلمه در همراهي با امام كه در واقع همراهي با مردم بود نگفتند و ننوشتند كه هيچ حتي بدون آنكه بفهمند در ايران چه واقعه مهمي درحال رخ دادن است باز هم به ثناگوئي دربار و همراهي با آمريكا و انگليس ادامه دادند. سيلاب انقلاب كه آمد اين خاشاك ها را كنار زد و نشان داد كه فاصله ميان مدعيان روشنفكري با مردم كه موضوع اصلي روشنفكري بايد باشند از جابلقا تا جابلساست . مردم ديدند كه دانشگاه به اطاق جنگ و توطئه تبديل شد و مطبوعات كه ابزار اصلي باصطلاح روشنفكران بودند توپخانه هائي شدند در اختيار استعمارگران كه فرمان آتش را از سفارتخانه هاي اروپائي و آمريكائي مي گرفتند.

5 ـ با پيروزي انقلاب اسلامي كه اوج تابش انوار روشنفكري در دنياي ظلمت گرفته عصر حاضر و امام خميني قله روشنفكري بود مدعيان روشنفكري به دو دسته تقسيم شدند عده اي به آمريكا و اروپا رفتند و توجيه گر استعمار شدند و عده اي در داخل ماندند و عليه انقلاب موضع گرفتند. كار به جائي رسيد كه يكي از آنها در پاسخ به دعوت كريمانه يكي از بزرگان انقلاب كه او را به همراهي با اين جريان مبارك ضد استعماري و ضد استبدادي فراخوانده بود حاكميت اسلامي و جمهوري را با حاكميت استبدادي شاهي يكسان دانست و گفت : ما هميشه بر حاكميت هستيم نه با حاكميت ! همان روز روشنفكران واقعي اظهار تاسف كردند و گفتند : واي بر كساني كه خود را روشنفكر ميدانند ولي فرق ميان حاكميت جمهوري اسلامي كه با آرا مردم برپا شده و در همه مراحل برآرا مردم استوار است با حاكميت شاهي كه استبداد محض و وابستگي به بيگانگان بود را نمي فهمند و يا مي فهمند و پز باصطلاح روشنفكريشان به آنها اجازه اعتراف نميدهد. اينان حتي غيرت ملي هم نداشتند كه اگر داشتند لااقل در برابر تجاوز صدام به خاك كشورشان عكس العمل نشان ميدادند.

6 ـ مرثيه امروز ما براي اين جريان منحط نيست كه عناصر آن درحال كفن پوساندن هستند . امروز بايد براي كساني مرثيه سرائي كرد كه حدود 30 سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي كه در واقع پيروزي روشنفكري واقعي بر روشنفكرنمائي بود ژست روشنفكري به خود مي گيرند و پسوند « ديني » را هم براي رد گم كردن به آن اضافه مي كنند ولي درست همان راهي را مي روند كه روشنفكرنمايان عصر قاجار و پهلوي رفتند! در سمينار دين و مدرنيته از طريق ويديو كنفرانس به سخنان رئيس دفتر فرح پهلوي گوش ميدهند و درباره اين نكته چانه مي زنند كه اصولا ميان دين با روشنفكري مي توان نسبتي برقرار كرد يا نه ! درست مثل روشنفكرنماهاي عصر قاجار و پهلوي كه رويدادهاي درحال وقوع پيرامون خود را نمي فهميدند و با اينحال خود را روشنفكر ميدانستند! در اين گردهمائي حضرات باصطلاح عضو جريان روشنفكري ديني با اينكه قرار بود خود را نقد كنند از خود نپرسيدند كه چرا حتي يك كلمه درباره عملكرد نظام سلطه در افغانستان و عراق و فلسطين و لبنان نمي گويند از كنار حق كشي بزرگ قبله گاه مدرنيته در زمينه حقوق مردم ايران درباره انرژي هسته اي به راحتي عبور مي كنند از ستيز غرب با دينداري در سرتاسر جهان سخني به ميان نمي آورند و با اين حال خود را روشنفكر ديني مي نامند اگر جريان روشنفكري با دانشگاه پيوند دارد اكنون كه دانشگاهيان بي ادعا در برابر بي فرهنگي رئيس دانشگاه كلمبيا موضع گرفته اند چرا اين مدعيان روشنفكري كمترين اعتراضي به او نكرده اند چرا درباره تحولات عميقي كه در عرصه دين و فرهنگ در جريان است حرف تازه اي ندارند و چرا هرگز با ملت ها بخاطر رنجي كه از فقر و محروميت و تبعيض مي برند همدردي نمي كنند و حرف تازه اي براي آنها ندارند

7 ـ جامعه ما مدتي است به سطحي نگري ديني كه توسط عناصر كاسب كار دامن زده مي شود مبتلا شده و اين يك خطر بزرگ براي انقلاب و نظام ديني برآمده از آنست . خرافات و بدعت و دروغ به نام دين توسط اين عناصر به خورد مردم داده مي شود و منطق دين كه در بالاترين سطح منطق خردگرائي قرار دارد به انزوا رانده مي شود. با اينحال مدعيان روشنفكري ديني تاكنون در كارنامه خود حتي يك موضعگيري نقادانه نسبت به اين پديده خطرناك ثبت نكرده اند و هنوز در پيچ و خم هاي مبحث بي سروته رابطه روشنفكري با دين داري گرفتارند و شايد در برابر اين تفكر قديمي و نخ نما شده غربي دچار رودربايستي هستند!

روشنفكر اگر نداند كه انقلاب اسلامي درخشان ترين نقطه جريان روشنفكري در جهان معاصر است و امام خميني و شاگردان و ياران مجاهد او قله هاي روشنفكري هستند چنين كسي چيزي بيش از يك تهمت براي روشنفكري نيست . بي عملي مدعيان روشنفكري ديني و غلطيدن آنها به سوي فرهنگ غرب است كه به خرافات ميدان داده و بازار سطحي نگري را داغ كرده است .

درد بي درمان جريان روشنفكري در ايران همواره دوري از مردم بود. امروز هم اين جريان به همين درد مبتلا است حتي اگر پسوند « ديني » را هم به خود ببندد. اين درد فقط هنگامي درمان خواهد شد كه اين جريان بفهمد كه نبايد نسبت به مردم غريبه باشد. آيا روزي فراخواهد رسيد كه ميكرب فراري بودن از مردم از جان و دل اين جماعت بيرون برود و آنها هم بتوانند مثل عموم مردم واقعيت ها را ببينند و بفهمند و به موقع حساسيت متناسب را نشان بدهند

كيهان

روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان مجسمه سنگي به قلم حسين شريعتمداري آورده است: وقتي «برنارد شاو» نويسنده بلندآوازه انگليسي- كه براي اولين بار به آمريكا سفر مي كرد- در بندر نيويورك از كشتي پياده شد و چشمش به مجسمه بزرگي افتاد كه در كرانه اقيانوس اطلس نصب شده بود، از ميزبان آمريكايي خود پرسيد؛ اين مجسمه بزرگ سنگي چيست؟ و پاسخ شنيد كه اين «مجسمه آزادي» است، برنارد شاو لبخند معني داري زد و گفت؛ «ما هم در اروپا رسم و سنت مشابهي داريم و هنگامي كه شخص عزيز و محترمي از دنيا مي رود مجسمه اش را به ياد دوراني كه زنده بود در ميدان شهر نصب مي كنيم و هر وقت به آن مي نگريم غم فقدانش را به خاطر مي آوريم و حسرت روزهايي را مي خوريم كه صاحب مجسمه از دنيا نرفته و در ميان ما بود، من هم درگذشت مرحوم آزادي را به مردم آمريكا تسليت مي گويم...»
¤¤¤
چند روز پيش دكتر احمدي نژاد نيويورك را منفجر كرد! اين انفجار با سر و صداي فوق العاده اي همراه بود اما برخلاف انفجارهاي ديگر، صداي آن مهيب نبود. اين انفجار همه چيز را زير و رو كرد، بي آن كه خانه اي يا ساختماني را ويران كند و جاني را بستاند. انفجار عظيمي بود، اما در آن از بمب هاي چندتني موسوم به مادر بمب ها- نوع آمريكايي- و پدر بمب ها- نوع روسي آن- و هيچ ماده منفجره ديگري استفاده نشده بود. اصلاً اين انفجار از نوع انفجارهايي كه يك مشت بي پدر و مادر در گوشه و كنار جهان ايجاد مي كنند و جماعتي از مردم بي پناه و مظلوم را به خاك و خون مي كشند نبود. احمدي نژاد اگرچه دل پري داشت، اما دست خالي به نيويورك رفته بود، صداي انفجاري كه او پديد آورد، در سراسر دنيا شنيده شد- به نوشته منابع غربي حداقل 050 ميليون نفر آن را شنيدند- ولي دل هيچكس با شنيدن صداي اين انفجار نلرزيد و غير از مستأجران كاخ سفيد، اليزه، خانه شماره 01 داوونينگ استريت ... و ساكنان «زورآباد» در فلسطين اشغالي، هيچكس از صداي آن نترسيد. احمدي نژاد براي انجام اين انفجار از الگوي انقلاب اسلامي استفاده كرده بود و همان مواد منفجره اي را به كار گرفته بود كه امام راحل ما (ره) به كار برده بود... انفجار نور بود، در انتظار ظهور...

رئيس جمهور در دانشگاه كلمبيا مواضع جمهوري اسلامي ايران و آموزه هاي انقلاب را بازگو كرد و اين واگويه براي دولتمردان آمريكايي كه داعيه آزادي بيان دارند و ليبرال دموكراسي مورد ادعاي خود را نسخه حكومتي پاسخگو براي همه ساكنان كره خاك مي دانند- دكترين پايان تاريخ فرانتس فوكوياما- نبايد تا اين اندازه سخت و ناگوار باشد كه فرياد اعتراض و اهانت آنان را به گوش فلك برساند، اگرچه در همان حال سخنان احمدي نژاد با ابراز خرسندي و رضايت، حداقل 16 درصد مردم آمريكا- براساس نظرسنجي CNN- همراه بوده است.

اگر دولتمردان و سياستگذاران آمريكايي همانگونه كه ادعا مي كنند، ايدئولوژي و نسخه حكومتي برتر و همه پسندي در اختيار دارند چرا از ارائه نسخه اي متفاوت- آن هم به بيان و نظر و نه توپ و تشر- از كوره درمي روند؟ و اگر مردم آمريكا را طرفدار مواضع سياسي و عملكرد حاكمان آمريكايي مي دانند، چرا از اين كه سخن ديگري به گوش آنها برسد واهمه دارند؟! و اگر چنين نيست- كه معلوم شد نيست- بايد بپذيرند تاكنون درباره جمهوري اسلامي ايران و معرفي آن به مردم آمريكا و ملت هاي جهان، سخن خلاف گفته اند و لاف گزاف زده اند. آيا حالت ديگري هم قابل تصور است؟ معلوم است كه نيست!

ممكن است گفته شود كه احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا، يك طرفه به قاضي رفته و يكسويه سخن گفته بود! كه بايد گفت؛

الف- مگر شما دولتمردان آمريكايي به شعور مردم خود اعتقاد نداريد كه از فريفته شدن آنان(!) به سخن احمدي نژاد واهمه داريد؟!

ب- احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا به پرسش هاي اساتيد و دانشجويان كه برگرفته از تهمت هاي ناروا و دروغ پراكني هاي چندين ساله آمريكايي ها و صهيونيست ها عليه جمهوري اسلامي ايران بود، پاسخ داد، با اين محاسبه، موضوع سخن احمدي نژاد را خودتان تعيين كرده بوديد، نه او، بنابراين چگونه مي توانيد سخن وي را يكسويه بناميد؟!

ج- مگر شما دولتمردان آمريكايي و متحدانتان طي 3 دهه گذشته در جاده اي يكطرفه عليه ايران اسلامي تاخت وتاز نكرده ايد؟ آنهم با در اختيار داشتن صدها رسانه دوربرد و فراگير و با استفاده از همه امكانات گسترده مجامع و مراكز وابسته به خود. چرا تاخت وتاز يكسويه شما نتيجه معكوس داشت؟ و نه فقط اعتقاد مردم ايران و ساير ملت هاي مسلمان را به انقلاب اسلامي كاهش نداد، بلكه همه روزه بر آن افزود، تا آنجا كه امروزه همين اعتقاد، شما را در لبنان، فلسطين، عراق، آمريكاي لاتين و... زمين گير كرده است. بايد قبول كنيد كه مردم دنيا و از جمله مردم آمريكا قبولتان ندارند.

د- فقط نيم نگاهي به اظهارنظر شهروندان آمريكايي بعد از پايان جلسه پرسش و پاسخ احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا بيندازيد. اين اظهارنظرها را رسانه هاي آمريكايي منتشر كرده اند و در دسترس شماست. در اين مختصر، فقط به يك نمونه كه بارها از سوي شهروندان آمريكايي تكرار شده است اشاره مي شود...
«... چرا بوش و ديك چني و رايس در پشت ديوارها پنهان شده اند؟ آنها در برابر سخنان روشن و شفاف احمدي نژاد چه پاسخي دارند؟ چرا درباره ايران و جنگ عراق به ما دروغ گفته اند؟... آيا بوش جرأت دارد كه در چنين جلسه اي شركت كند، آنهم نه با مردم ايران، بلكه با ما، يعني با مردم آمريكا».
¤¤¤
چند روز قبل، رهبر معظم انقلاب در ديدار مسئولان نظام با ايشان- دهم ماه مبارك رمضان- ليبرال دموكراسي غرب را فاقد پيام دانسته و فرمودند «حضور جمهوري اسلامي در منطقه و جهان، حضور فكر و منطق و انگيزه معنوي است و دستگاه حكومتي برخاسته از ليبرال دموكراسي، به علت اين كه در اين عرصه چيزي براي ارائه كردن ندارد، با زبان تهديد حرف مي زند، مانند انسان بيسوادي است كه در مقابل يك انسان فاضل، فقط مشت و بازوي خود را نشان مي دهد.»

سخنان آقاي احمدي نژاد در نيويورك كه واگويه آموزه هاي اسلامي و انقلابي بود و آسيب شديدي كه اظهارات ايشان بر چهره و شخصيت دولت و دولتمردان آمريكايي وارد كرد، به وضوح نشان مي دهد كه- به قول حكيمانه آقا- دست ليبرال دموكراسي غرب از منطق خالي است و پيام قابل شنيدني براي مردم جهان ندارد و اين در حالي است كه آنچه درپي سخنان دكتر احمدي نژاد در نيويورك- بخوانيد در سطح جهان- اتفاق افتاد، بدون كمترين ترديدي حكايت از آن دارد كه- به قول امام راحلمان (ره)- «دنيا تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدي (ص) است»...

اعتماد ملي

روزنامه اعتماد ملي در سرمقاله امروز خود با عنوان هنر سياستمداري آورده است: انتشار خبر درگيري لفظي سرگئي لا‌وروف وزير امور خارجه روسيه با كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا،گوياي واقعيتي نمادين در عرصه تصميم‌گيران قدرتمند جهاني درباره پرونده هسته‌اي ايران است. تمامي شواهد گوياي آن است كه غرب در مسير سرنوشت‌ساز و البته بسيار سخت و توانفرسايي قرار گرفته است. از يك سو قدرت‌هاي اثرگذار به اين اطمينان رسيده‌اند كه هزينه توقف غني‌سازي در ايران بسيار بالا‌ست. به زبان ساده‌تر، شايد پيدا كردن فرمولي كه در آن ايران بپذيرد دست از غني‌سازي اورانيوم بردارد، چندان آسان نيست.

همين وضعيت نيز براي كشورهاي صاحب قدرت متصور است. از سوي ديگر موضع كشورهايي چون روسيه و چين بر معادله چندمجهولي كشورهاي غربي تاثيرات تخريبي باقي مي‌گذارد. واضح است كه در شرايط عادي يا فراتر از آن امكان همراهي روسيه و چين با تصميم هاي يكجانبه آمريكا وجود ندارد. در جبهه آلمان، انگلستان و فرانسه نيز علي‌رغم آنكه وانمود مي‌شود همگرايي كاملي وجود دارد، نمي‌توان به‌صراحت از اين نظريه دفاع كرد.آلمان‌ها بالا‌ترين مناسبات تجاري و اقتصادي را در اتحاديه اروپا با ايران دارند. به صورت سنتي نيز آلمان‌ها نه از نظر بين‌المللي و نه از نظر نظامي در وضعيت اعمال فشارهاي نظامي نيستند.فرانسه نيز علي‌رغم آنكه با تغيير دولت بسيار به سياست‌هاي آمريكا نزديك شده است، اما اين همراهي نمي‌تواند استراتژيك باشد. دولت فرانسه تا زماني كه از الفاظ يا قطعنامه‌ها عليه ايران سخن مي‌راند جاي مانور دارد، اما به محض آنكه به سمت اقدامات شديدتر و حتي نظامي ميل مي‌كند، با مشكل بسيار بزرگ افكار عمومي روبه‌رو خواهد شد. جامعه فرانسه در ذات خود چپ است و با سياست‌هاي آتلا‌نتيستي مخالفت بنيادي دارد. جامعه روشنفكري فرانسه، احزاب چپ، جرايد مستقل، انجمن‌هاي سبز و صلح‌دوست در كنار فرهنگ متضاد فرانسوي با مزه‌هاي آمريكايي، ساركوزي را در وضعيت صفر قرار مي‌دهد، علت عذرخواهي‌هاي مجدد كوشنر از اين زاويه قابل درك است.در انگلستان گوردون براون را يك مصلح اقتصادي و البته كمتر سياسي مي‌شناسند، براون در تلا‌ش است از دست زدن به هر اقدامي كه زمينه كاهش محبوبيت حزب كارگر را فراهم مي‌آورد، پرهيز كند.از سوي ديگر براي براون و حزب كارگر موفقيت مجدد در انتخابات از پرونده هسته‌اي ايران اهميت افزون‌تري دارد. شايد يكي از دلا‌يل تغيير دبيركل در حزب كارگر، تفاوت‌هاي شاخص براون با توني بلر در اين عرصه‌ها است. لذا هرچند دولت‌هاي غربي به ظاهر نشان مي‌دهند كه از همگرايي و قدرت اعمال فشار مضاعف برخوردار هستند، صورت واقع حكايت از وضعيت ديگري مي‌دهد؛ آمريكا نيز مشكلا‌ت خود را دارد. آنها در عراق به‌دنبال ايجاد ثبات نهايي هستند. سفر احمدي‌نژاد نيز آنها را در جامعه آمريكا با مشكلا‌تي روبه‌رو ساخته است، در حالي كه دولت آمريكا از يك دولت غيرپاسخگو و راديكال سخن به ميان مي‌آورد، رئيس‌جمهوري اسلا‌مي ايران به افكار عمومي اينگونه نشان داده است كه اهل سخنراني، مصاحبه، گفت‌وگو و مفاهمه است. تغيير اين ذهنيت در جامعه آمريكا كار چند روز نيست. لذا هزينه هرگونه اقدام نظامي و يا اعمال فشار مضاعف بسيار بالا‌ است، اما در اين ميان بايد متوجه بود كه چوب ظرفيت مجادله طرفين ايران- غرب از چه ظرفيتي برخوردار است. اين چوب نمادين را تا آنجايي كه اطمينان به خم شدن داريم مي‌توانيم زير فشار قرار دهيم. بايد صادق بود و اعتراف كرد كه ايران و آمريكا در بحراني‌ترين مناسبات خود در سال‌هاي اخير قرار گرفته‌اند، كافي است هر يك از طرفين در ارزيابي خويش از قدرت، توان و تاكتيك‌هاي طرف مقابل دچار خطا شوند، آنگاه ناچار به اعتراف هستيم كه خاورميانه در زير سايه عفريت جنگ و بحران افزون‌تر قرار خواهد گرفت. ‌

اين هنر سياستمداران دو طرف است كه همچنان بتوانند از ظرفيت‌هاي سياسي و ديپلماتيك براي حركت مهره‌هاي خود در صفحه شطرنج جهاني استفاده برند.

حزب‌الله

روزنامه حزب‌الله در سرمقاله امروز خود با عنوان اين هنوز از نتايج سحر است ... آورده است:انقلاب اسلامي، سه دهه بعد از تشكيل حكومت، بيش از هر پديده ديگري در دنيا مورد توجه قرار گرفته است. غير از دشمنان انقلاب اسلامي كه هر حركت فرزندان امام خميني(ره) را زير نظر دارند، دوستان و علاقمندان انقلاب هم از هر نقطه اي از جهان، به انقلاب اسلامي با دقت نگاه ميكنند و به هر موضعي از اهالي انقلاب توجه دارند. چنانكه مثلاً دستيابي ايران به انرژي صلح آميز هسته اي، غير از مسلمانان جهان، حتي براي ساكنان غيرمسلمان كشورهاي مختلف هم ويژگي دارد. آنها دستيابي ايران به اين پديده را نه فقط از جهت پيشرفت علمي صورت گرفته، كه از منظر درآمدن جلو زورگوهاي دنيا نگاه ميكنند. براي مسلمانهاي پاكستان و هند و كشمير يا تركيه و انگلستان و آمريكا يا حتي مصر و مراكش و كشورهاي عربي حوزه خليج فارس، تداوم انقلابي كه مناسبات حاكميت قدرتها بر عالم را تغيير داده، گاهي از آنچه در كشورهاي خود آنها ميگذرد، مهمتر است. سفر محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور به ايالات متحده، سخنراني در دانشگاه كلمبيا، ديدارها و سخنراني هاي ديگر وي در اين سفر، چنان مورد توجه قرار گرفته كه حتي دستگاه هاي تبليغي آمريكا هم از انكار آن ناتوانند. احمدي نژاد در سفر اخير به آمريكا، سخن انقلاب اسلامي را همراه خود به اينسو و آنسو ميبرد و خشم قلدرهاي آمريكايي هم چاره اي براي جلوگيري از گسترش آن نيافته است. هيئت حاكمه آمريكا به عنوان جمعي از قلدرهاي طول تاريخ، انتشار پيام انقلاب اسلامي را سالهاست به چشم خود شاهدند و ظرف چند سال اخير، شجاعت فرزندان ايران آنها را بيشتر از گذشته در لاك دفاعي فرو برده است. سخنان و مواضع محمود احمدي نژاد به عنوان نماينده شايسته انقلاب اسلامي، غرب را و دستگاه هاي تبليغاتي آنها را به انفعال واداشته و بيش از همه قلب مسلمانان جهان از اين رويكرد عزتمند شاد و خوشحال است. مسلماناني كه تا قبل از مقطع تاريخي انقلاب اسلامي، در تحقير دايمي قدرتهاي حاكم دنيا به سر ميبرند و پس از سالها، دوباره و از واقعه جعلي 11 سپتامبر به اين طرف، دوباره زير رفتارهاي تحقيرآميز حاكمان رسانه ها زندگي ميكردند. مردم آزاده اي كه حرفهاي رئيس جمهور ايران را به عنوان پيام انقلاب اسلامي مي شنوند و در نزد خود و ديگران از تكيه دادن به سرمايه بزرگ انديشه هاي امام خميني(ره) افتخار ميكنند. بابت چنين پشتوانه اي به خود ميبالند و از اينكه در دوران حيات انقلاب امام خميني بر زمين راه ميروند، خوشحالند. برخورد رئيس جمهور با رسانه ها و دولتمردان غربي از موضع عزت و اقتدار، اسباب قوت و افزايش روحيه همه كساني است كه دلخوشي از قدرتهاي زورگوي دنيا ندارند و ظهور انقلاب اسلامي و شخصيت حضرت امام(ره) نقطه اميد آنها براي تغيير قاعده حكومتي ظالمان بر سراسر زمين به شمار ميرود. ايستادگي انقلاب اسلامي برابر قدرتهايي كه چشم ديدن تمكن مستضعفان را ندارند وشجاعت و جسارت رئيس جمهور برابر همين قدرتها و سربلندي مردم عزتمند ايران در ميان ساكنان كشورهاي ديگر دنيا، تنها بخشي از دستاوردهاي حركت بزرگي اند كه امام خميني(ره) آغاز كرد و بعد از سه دهه همچنان ادامه دارد. توفيق فرزندان انقلاب اسلامي در همه كشورهاي دنيا ـ و نمونه آن لبنان و فلسطين ـ ضرب شست قابل ذكري است كه خاطره تحقير تاريخي مسلمانان را كمرنگ ميكند و اندك اندك از ميان ميبرد. بار ديگر اتفاق هاي مربوط به محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور را از گفتوگوي تلويزيوني با خبرنگار CBS و جزئيات سفر به آمريكا مرور كنيد و ببينيد ملتي كه خواست رسانه هاي غربي سالهاست بر تحقير و انزواي آنها متمركز شده، از چه موضع اقتداري ابتكار عمل برخورد با تبليغاتچي هاي غرب و دولتمردان آنها را به دست گرفته و نه فقط به بازي ساخته دست آنها درنيفتاده، كه خود معادله جديدي براي رويارويي مستضعفان زمين با حاكمان ظالم آن را طراحي كرده است. وعده خداوند چندان هم دور نيست:

«و نريد ان نمن علي‌الذين استضعفوا فيالارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم‌الوارثين.»

... كه اين هنوز از نتايج سحر است.

سياست روز

روزنامه سياست روز در سرمقاله امروز خود با عنوان تهاجم به قلعه شيطان بزرگ به قلم علي يوسف‌پور آورده است: استعمارگران غربي تهاجم خويش را به كشورهاي جهان سوم و اسلامي از ابتداي قرن 17 ميلادي شروع نمودند و مدت 4 قرن اين تهاجم ادامه داشته اين تهاجم كه در ابعاد نظامي - اقتصادي، سياسي و فرهنگي بوده، برحسب تكامل ابعاد فرهنگي و اقتصادي آن در قرن حاضر برجستگي بيشتري پيدا نموده است.

پيروزي انقلاب اسلامي باعث گرديد يك محور مركزي براي مقابله با اين تهاجم طولاني در جهان استقرار يابد.

امواج حيات بخش اسلام براي مقابله سياسي - فرهنگي در سراسر جهان گسترش يافته و هم اكنون استكبار جهاني خود را در مقابل رقيبي مي‌يابد كه با سلاح فرهنگ و معنويت به مقابله با وي برخاسته است سلاحي كه قدرت نظامي - اقتصادي و فن‌آوري غرب قادر به مقابله با آن نمي‌باشد.

اگرچه مواضع رهبري نظام در طول 28 سال گذشته در مقابل استكبار جهاني ثابت بوده و ايستادگي در مقابل استكبار و دفاع از حقوق ملت‌هاي مظلوم و محروم جهان در راس قرار داشته اما دولت‌هاي هفتم و هشتم بخصوص در دولت آقاي خاتمي و مجلس ششم انفعال و خود باختگي بر دستگاه ديپلماسي ما سايه افكنده بود كه نمونه‌هاي بارز آن در مسئله هسته‌اي و سهم ايران از درياي خزر پيش آمد. با انسجام و وحدتي كه بين مجلس هفتم و دولت نهم به وجود آمد در سياست خارجي دولت، شاهد ايستادگي تهاجمي و مواضع مبتكرانه در مقابل غرب بوده‌ايم كه نمونه‌هاي آن بحث هولوكاست و انرژي هسته‌اي بوده است كه در مسئله هولوكاست صهيونيست‌ها و غربي‌ها به انفعال افتاده‌اند و در مسئله هسته‌اي ايران با اقتدار از مواضع خويش دفاع نموده است.

بعد از انقلاب اسلامي سفرهاي روساي جمهوري به سازمان ملل و دفاع از مواضع ملت مظلوم ايران هميشه اثرگذار بوده است و نطق‌هاي شهيد رجايي و مقام معظم رهبري از حوادث تاريخي به يادماندني در اين سازمان مي‌باشد.

در شرايط فعلي سومين سفر رئيس جمهور ايران به سازمان ملل انجام گرفت اگرچه مسئولين دانشگاه كلمبيا با يك برنامه‌ريزي قبلي از دكتر احمدي‌نژاد دعوت كردند كه به زعم خودشان ايشان و ملت ايران را تحقير كنند و در حقيت مواضع اصولي ما را زير سوال برند. چون دانشگاه كلمبيا نقش نظريه‌پردازي براي ادامه سلطه‌گري آمريكا را به عهده دارد و با كليه عقايدي كه به مقابله با استكبار برخيزند مقابله مي‌نمايد.

سخنان توهين آميز رئيس دانشگاه كلمبيا نشان دهنده ضعف منطق و استيصال اين مقام دانشگاهي در مقبال قدرت منطق و حقانيت ملت و رئيس جمهور ايران داشته است، اخلاص و صبر و متانت و حوصله آقاي احمدي‌نژاد و عنايت مستمر خداوند متعال باعث گرديد كه نتيجه كار به نفع جمهوري اسلامي و ملل مظلوم و محروم جهان برگردد و خداوند متعال آقاي احمدي‌نژاد را پيروز و سرافراز از اين معركه بيرون آورد.

حادثه دانشگاه كلمبيا و سخنراني آقاي احمدي‌نژاد در سازمان ملل، ميدان درگيري استكبار جهاني با ملل مظلوم و مستضعف جهان را به قلب آمريكا كشانده است و اينك قلعه شيطان بزرگ در سرزمين خودش مورد تهاجم قرار گرفته است انشاءالله با تداوم تهاجم شاهد سقوط عن قريب استكبار جهاني باشيم.

مردم‌سالاري

روزنامه مردم سالاري در سرمقاله امروز خود با عنوان اصلاح طلبان يك ليست يا چند ليست؟ به قلم پژمان موسوي آورده است: اظهارات رئيس شوراي عالي حزب همبستگي مبني بر احتمال ارائه ليست‌هاي جداگانه انتخاباتي از سوي اردوگاه اصلاح طلبان، مي‌تواند حاوي پيام‌هايي چند براي اصلاح‌طلبان باشد.

الف) جنبش مردمي اصلاحات، ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان معتدل، حزب اعتماد ملي و ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان طيف‌هايي هستند كه از منتخبان آنها به عنوان چهار ليست جداگانه اردوگاه اصلاح طلبان نام برده مي‌شود و اين در حالي است كه در روزهاي اخير تلاش‌هاي فزاينده‌اي براي نزديكي طيف‌هاي مختلف جريان اصلاحات به يكديگر و اجماع براي انتخابات مجلس هشتم از سوي بدنه اين جريان صورت گرفته است و بعيد به نظر مي‌رسد كه حتي در صورت عدم اجماع در انتخابات، منتخبان اين ليست‌ها تفاوت معناداري با يكديگر داشته باشند.

ب) تماميت خواهي آفتي است كه جريانات سياسي ايران از محافظه‌كار گرفته تا اصلاح طلب بدان مبتلايند و برخي از اينان را گويي هواي دست برداشتن از تمميت خواهي شان هم در سر نيست كه اگر جز اين بود، اكنون به جاي اين چهار ائتلاف، حداكثر مي‌بايست يك يا دو ائتلاف وجود مي‌داشت و اصلاح‌طلبان حول آن محور به فعاليت مشغول بودند.

ج) «افزايش دامنه ائتلاف) امري است كه پرداخت به آن امروزه به امري لازم و حتي ضروري براي اصلاح‌طلبان تبديل شده است و گروه‌ها و طيف‌هاي مختلف اصلاح‌طلب با درك اهميت اين ائتلفا، تمامي نيروي خود را براي دستيابي به اين «آرمان انتخابي» مبذول داشته‌اند و جز معدودي چند كه همچنان بر طبل جدايي مي‌كوبند، سايرين در تلاشند تا در گردهمايي‌هاي انتخاباتي «نظير گردهمايي اصلاح‌طلبالن در مراسم افطاري حزب مردم‌سالاري» و با دعوت از طيف‌هاي مختلف فكري جريان اصلاحات، به سهم خود در ايجاد اين همگرايي انتخاباتي، جامعه عمل بپوشاند.

د) اكنون و با نزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات مجلس هشتم و ثبت‌نام از داوطلبين نمايندگي مجلس، بر ائتلاف اصلاح‌طلبان است تا با برداشتن موانع موجود بر سر راه ائتلاف حداكثري اصلاح‌طلبان، ضمن جذب تمامي گروه‌هاي اصلاح‌طلب، زمينه پيروزي اين گروه سياسي را در انتخابات سرنوشت ساز مجلس هشتم فراهم نمايند.

قدس

روزنامه قدس در سرمقاله امروز خود با عنوان « سفر رئيس جمهور به نيويورك و دستاوردهاي رسانه‌اي» آورده است : سفر دكتر احمدي نژاد به نيويورك، نكات برجسته و وجوه حايز اهميتي را در پي داشت.

در يك نگاه كلي، مهمترين اين دستاوردها عبارتند از:

1- سفر رئيس جمهور به نيويورك و برخي برنامه هاي اين سفر از جمله سخنراني در دانشگاه كلمبيا در شرايطي انجام پذيرفت كه برخي مجامع و نهادهاي وابسته به صهيونيزم بين الملل، چندين روز قبل از انجام اين سفر تهديد كرده بودند به منظور ابراز همدردي با اسراييل، تظاهراتي را در مقابل سازمان ملل يا محل سخنراني رئيس جمهور تدارك خواهند ديد. اين تهديد در همان گام اول، سفر دكتر احمدي نژاد را به يك رخداد بزرگ تبديل كرد. در كنار يهوديان تندرو كه به تحريك رژيم صهيونيستي در اين تظاهرات شركت كرده بودند، حضور خانم ليوني وزير خارجه اسراييل در تظاهرات موجب گرديد سفر رياست جمهوري اسلامي ايران، زودتر از آنچه تصور مي شد، در صدر رسانه هاي جهان قرار گيرد، زيرا اولاً سابقه نداشته وزير خارجه كشوري شخصاً در تظاهراتي كه عليه رئيس جمهور يك دولت برگزار مي شود شركت كند و در ثاني، دوربينها و رسانه هايي كه به قصد پوشش خبري حضور «ليوني» در آن تظاهرات حضور يافته بودند، ناچار شدند صحبتهاي احمدي نژاد را هم پوشش دهند.

همزمان با تظاهرات برخي صهيونيستهاي افراطي، رخداد ديگري كه بر اهميت اين سفر افزود، ديدار سران و رؤساي برخي سازمانهاي يهودي ضد صهيونيست با رئيس جمهور بود كه به خاطر اعتقاد احمدي نژاد در مرزبندي بين «يهود» و «صهيونيزم» از وي تجليل كردند.

2- موضوع بعدي، چگونگي انعكاس برنامه ها و سخنراني رئيس جمهور در تلويزيونهاي دنيا بود كه آن هم از روي ناچاري و برخلاف خواسته كمپانيهاي خبري دنيا صورت پذيرفت. آنهايي كه با نوع سخنرانيهاي رئيس جمهور آشنايي دارند، به خوبي مي دانند كه احمدي نژاد معمولاً در صحبتهاي خود، مردم عادي و افكار عمومي را مخاطب قرار داده و مباحث خود را نوعاً به صورت عام مطرح مي كند تا بيشتر از همه، مردم عادي به تجزيه و تحليل آن بپردازند. اين روحيه نه تنها با خواسته بسياري از خبرنگاران غربي كه نوعاً خواستار جوابهاي كوتاه «بله» يا «خير» هستند سازگاري نداشت، بلكه به غافلگيري آنان نيز انجاميد. پخش زنده سخنان احمدي نژاد در اغلب رسانه هاي غربي، به گونه اي كه گفته مي شود حدود پانصد ميليون نفر در سراسر جهان بيننده آن بودند، تأثيرات مثبتي را بر جاي نهاد كه نتايج آن را بايد در آينده جستجو كرد، اگر چه برداشتهاي اوليه نيز از تأثيرهاي عميق اين سخنان در داخل و خارج از آمريكا حكايت دارد.

3- قبل از آغاز سخنراني رئيس جمهور در دانشگاه كلمبيا، بيانيه اي از سوي رياست آن دانشگاه توسط سخنگوي وي قرائت گرديد كه در آن اهانتهايي نسبت به رئيس جمهور به عمل آمده بود.

4- مدت زماني است كه رسانه هاي آمريكايي جنگ رواني شديدي را عليه ايران به راه انداخته اند تا چنين القا كنند كه بوش قبل از ترك كاخ سفيد و اتمام دوره رياست جمهوري، به ايران حمله كرده و اجازه نمي دهد در خلا حضور نومحافظه كاران در منطقه، ايران نقش بالادستي در مسايل عراق، افغانستان و كل منطقه ايفا كند.

سخنان آقاي احمدي نژاد قطعاً مورد توجه گروههاي صلح طلب آمريكا كه قطعاً در سالهاي اخير تظاهرات ضد جنگ را ساماندهي كرده و در عين حال شاهد ادعاهاي جنگ طلبانه سران كاخ سفيد عليه ايران هم بوده اند، قرار گرفته است؛ بخصوص آنكه رئيس جمهور ايران، با جنگ رواني خواندن اين تهديدها، خطاب به ملت آمريكا از صلح طلبي ايرانيان و پايبندي آنها به تعاليم انبياي الهي سخن گفت و در صحن عمومي سازمان ملل هم سران كشورهاي دنيا را به تشكيل جبهه همبستگي صلح دعوت نمود.

از سوي ديگر، مي توان پيش بيني كرد كه اين سخنان، از سوي دموكراتهاي آمريكا كه به كرسي هاي كنگره و رياست جمهوري در دوره آينده مي انديشند هم مورد توجه قرار گرفته باشد.

5- نكته حايز اهميت ديگر در سخنرانيها و مصاحبه هاي دكتر احمدي نژاد، سخنان و برخورد يك رئيس جمهور از موضع جهان سوم بود. همه مي دانيم كه در غرب، پيوسته نگاه تحقيرآميزي نسبت به جهان سوم حاكم بوده و غربيان، سالهاست با مدد ابزارهاي رسانه هاي خود، كليه نگاهها را به سمت اروپا و آمريكا و تصميمهاي اتخاذ شده توسط آنها معطوف كرده اند.

نكته آخر اينكه، طرح اين گونه مباحث توسط رياست جمهوري اگر چه افكار عمومي جهان را معطوف به خود كرد، ولي نبايد از ياد برد كه در همه حال، اين سران و رؤساي كشورهاي دنيا هستند كه بر دنيا حكومت كرده و در تصميم سازيها دخالت دارند. بنابراين، براي حفظ دستاوردهاي اين سفر و جلوگيري از تبعات منفي و يا برخوردهاي احتمالي و درازمدت مقابله جويانه، به ديپلماسي فعال تري نياز داريم.

هم اينك آمريكاييها پرونده هسته اي ايران را در شوراي امنيت به گروگان گرفته اند و يقيناً با توجه به شرايط به وجود آمده در سفر رياست جمهوري، بسيار مايلند با همراه كردن بسياري از كشورها، فضاي چالش عليه ايران را تشديد كنند.

در كنار اقبالي كه هم اينك افكار عمومي دنيا نسبت به سخنان رئيس جمهور پيدا كرده اند، به طور حتم استفاده از زبان مناسب ديپلماسي براي تبيين سياستهاي كشورمان نزد قدرتهاي سياسي و سران كشورهاي مختلف دنيا، مي تواند تبعات و چالشهاي ناشي از رفتار آينده نظام سلطه جهاني را به حداقل ممكن كاهش دهد.

 



تاريخ : | | نویسنده : dlkon |
رپورتاژ
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
حمل نخاله ساختمانی و ضایعات عمرانی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
جدیدترین تجهیزات تالار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
دوربین مداربسته
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
روغن خراطین اصل
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
انجام پایان نامه مدیریت
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟

لینک های مفید
آموزش مجازی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.